عشق حقیقی
همه چی هست!!!
همیشه در سرم رویایی است که مرا دلخوش به زندگی نگه میدارد رویای خانه ای که در آن نیلوفر و یاس کاشته اند تورا چون ابر بهاری تورا چون آرزوی ابرها تورا چون باران تورا چون تو دوست میدارم سلام.اين مطلب زيبا رو علي جون واسم تو نظرات گذاشته بود. دلم نيومد نذارمش تو وبم: گنجشک کنج آشیانه اش نشسته بود. www.love_66.loxblog.ir هر کسی میتونه ادعای عاشق بودن داشته باشه ... سلام.تواين پست يه نظرسنجي گذاشتم ك ممنون ميشم همراهيم كنيد. لطفاجواب رو ياتونظرات ياتوجعبه پيام بذاريد.مرسيييييييييييييييي سلاااااااااااااااام. امروز بعد يه عالمه وقت تونستم آقامونو ببينم.واااااااااي چقدخوب بود...... امروز دهم بچه داداشم بودكلي مهمون داشتيم اونم اومده بود. من ك فقط حواسم ب اون بود.......... خيييييييييييلي دوست دارم عشق و هستی با تو معنا می شود لحظه هایم با تو معنا می شود دل که بی تو قطره ای نالایق است با تمنای تو دریا می شود میره تو شهر اونا دوستش میگه هردختری میخوای اینجا انتخاب کن تا برات بگیرم دوستش می افته که براش زن هم گرفته بود . میگه اون دوست قدیمیه ، میرم پیش اون ، حتما کمکم میکنه میکنه بیرون بوده خودشون دعوا رو تموم کنن و برن از ماشین میاد بیرون و معذرت خواهی میکنه . یهکم با هم حرف میزنن ، پسر هم داستان خودش و دوستش رو براش تعریف میکنه ، پیر زن هم ازش میخواد که بیاد پیش پیرزن زندگی کنه تا بهش کمک کنه . بعد از یه مدت اعتیاد خودش رو ترک میکنه . پیر زن هم یه دختر براش میگیره نه ، با اون کاری که اون در حق من کرد نه می خواهم ساده بنشینم و بیاندیشم که به مهربانیت شک نکنم ساده بنشینم و حس کنم جوانه زدن پیچکهای روی دیوار را حتی در اولین شب از سرد ترین فصل سال ساده بنشینم و گوش کنم به قصه ی غروب ماه ساده و بی بهانه زیر باران گریه کنم تا معنای گریه را کم کنم ساده بنشینم به انتظار با چشمانی لبریز از عشق که اینگونه انتظارم را پاسخی خواهد بود ساده بگویم تا باور کنی دلم دریاییست و دیدگانم بارانی ساده بخواهم تا دل دریاییم را طوفانی نکنی زیرا که من به دنبال ارامشی از جنس بارانم میخواهم ساده بنشینم و تمام این سادگیها را زندگی کنم "عشق" را با ساده ترین کلمات بنویسم وقتی دلم به سمت تو مایل نمیشود باید بگویم اسم دلم ، دل نمیشود دیوانهام بخوان که به عقلم نیاورند دیوانهی تو است که عاقل نمیشود تکلیف پای عابران چیست؟ آیهای از آسمان فاصله نازل نمیشود خط میزنم غبار هوا را که بنگرم آیا کسی زِ پنجره داخل نمیشود؟ میخواستم رها شوم از عاشقانهها دیدم که در نگاه تو حاصل نمیشود تا نیستی تمام غزلها معلّق اند این شعر مدتیست که کامل نمیشود آخييييييييييييييييييييش بالاخره تموميد. كنكورو ميگم.نميدونم چطوردادم.يني نميدونم وقتي نتايج بياد قيافم اينطوري باشه راستي چراديگه تونظرسنجي شركت نميكنيد؟!!! واسم دعا كنيد. فردا كنكور دارم............... اگر تو نبودی، عشق نبود. همینطور اصراری برای زندگی. اگر تو نبودی، زمین یک زیرسیگاری گلی بود. جایی برای خاموش کردن بیحوصلگیها. اگر تو نبودی، من کاملاً بیکار بودم. هیچ کاری در این دنیا ندارم ... جز دوست داشتن تو. قابل توجه هم داداشيا و خواهرياي گلم يه نظرسنجي اون پايين هس ك جوابش واسم خييييلي مهمه. پليز تواين نظرسنجي شركت كنيد. مرسييييييييييييي که میانه جزرومدنگاهت گیر می کند نمی داند بیاید یا برود باشد یا نباشد بخندد یا... یا... یا.. بخندد.. احساس پیری در نگاهم موج می زند دیگر لبخندهایم طعم جوانی نمی دهد دستم بلند می کنم وصدایم راهم.. تو می دانی که باید.. هر بار نام اعظمت را برده ام شده است این بار یا می شود.. یا... یا.. یا... یا می شود.. این دل به هیچ صراطی مستقیم نیست آمدنت را یادم نیست، بی صدا آمدی بی آنکه من بدانم، بی اجازه ماندی بی آنکه من بخواهم...، اما اکنون با ذره ذره وجودم ماندنت را تمنا می کنم، مهمان ناخوانده ی قلبم، بمان که ماندنت را سخت دوست دارم... امروز خيلي خوشحالم. آخه عمه شدم. عمه يه پسر ناز و گوگوري........... ***عشق*** ******عشق****** **********عشق********** ************عشق************* **************عشق*************** ******************** * ********************** ********************************************* شبـــها که بـــــی تـــو پلــــــک غــــزل بســــــته میشـــــود از لــــحظه های بــی تو دلـــم خســـته میشــــــود بــاور نـــمیکـــند دل مـــغرور و ســـــاکتــــم هرلحظه بیشتر به تو وابسته میشود ******************* وقتـــــی تـــــو بـــا منــــــی احســــاس بـــودنـــــم فریـــاد مـــیشـــود اندوه میــرود شادی به جای ان جــــا تــــازه میـــکنـــــد وقتــــــــی تو بـــــا منـــــــــــی شــــــادم بـــــــه رنــــــــــــگ کـــــــــــوه ســـــــــــــبزم به رنــــــــــــــگ دشــــــــــــــــت *************************** ********************** *************** ******** *** * خاطره هایی به رنگ سبز ، به شیرینی لحظه های در کنار تو بودن ! کاش دوباره خاطره ها تکرار شوند، کاش دوباره در کنار هم بنشینم ، دست در دستان هم بگذاریم و از قلبهایمان برای هم بگذاریم و از قلبهایمان برای هم بگوییم! تو بگویی که دوستت دارم ، و من بگویم برایت میمیرم ، تو بگویی که مرا تنها نگذار و من اشک میریزم ! شنیدن درد دلهایت ، راه رفتن در کنارت آرزوییست همیشگی! گر چه دلم میخواهد همیشه در کنارم باشی اما روزگار چنین نمیخواهد و من همان چند لحظه در کنار تو بودن نیز قانعم ! تو چه هستی و چه کردی با من که اینگونه دیوانه ی تو هستم ! هر چه هستی برای من مقدسی، هر چه از تو بگویم، باز هم باید بگویم ! بگویم که مثلتو در این دنیانیست ، عشق تو جز قلب من ، در قلب دیگری نیست ! ای خدا ، آه ای خدای من ، او را از من نگیرکه من ،بدون او میمیرم ! دیدن عکسهایت ، شنیدن صدایت ، تکرار لحظه های در کنار تو بودن است ! هنوز هم با آهنگ دلنشین عشق ، همان آهنگی که تو را آرام میکند، آرامم در حالی که عکسهایت را در دست
خدا گفت: چیزی بگو !
گنجشک گفت: خسته ام.
خدا گفت: از چه ؟
گنجشک گفت: تنهایی، بی همدمی. کسی تا به خاطرش بپری، بخوانی، او را داشته باشی.
خدا گفت: مگر مرا نداری ؟
گنجشک گفت: گاهی چنان دور می شوی که بال های کوچکم به تو نمی رسند .
خدا گفت: آیا هرگز به ملکوتم نیامدی ؟
گنجشک سکوت کرد. بغض به دیواره های نازک گلویش فشار آورده بود.
خدا گفت: آیا همیشه در قلبت نبوده ام ؟! چنان از غیر پُرش کردی که جایی برایم نمانده.
چنان کوچک که دیگر توان پذیرشم را نداری . هرگز تنهایت گذاشتم ؟
گنجشک سر به زیر انداخت . دانه های اشک ، چشم های کوچکش را پر کرده بود .
خدا گفت : اما در ملکوت من همیشه جایی برای تو هست ، بیا !
گنجشک سر بلند کرد . دشت های آن سو تا بی نهایت سبز بود .
گنجشک به سمت بی نهایت پر گشود
دست هایت که مال من باشد ...!
هیچکس مرا...
دست کم نخواهد گرفت ...!!!
کی میخواد مثل تو باشه مثل تو که بی نظیری
مثل تو که با نگاهت ، منو از خودم می گیری
کی میخواد مثل تو باشه مثل تو که تکیه گاهی
تو به داد من رسیدی توی تردید و سیاهی
همه چی از تو شروع شد همه چی با تو تمومه
چرا دنیا رو نبینم وقتی چشمات روبرومه
عشق تو پناه اخر واسه قلب نیمه جونه
کی میخواد مثل تو باشه کی مثه تو مهربونه
وقتی که چشای خیسم دیگه جایی رو نمی دید
خلاصه اونم یه دختر غریبه رو انتخاب میکنه دوستشم کمک میکنه اونو براش میگیره
با زنش برمیگرده شهر خودشون وزندگی میکنه
دوست اولی هم تو شهر خودش میمونه . بعد از یه مدت معتاد میشه ،هیچی هم نداشته . یاد
میره اونجا در خونه دوستش ، اونم تااینو میبینه که معتاد شده تو خونه راش نمیده و پرتش
اینم که معتاد شده بوده کلی ناراحت میشه از این کار دوستش و میره پارکی که اون نزدیک
میبینه دو تا دزد دارن با هم سر تقسیم 200 هزار تومن پول دعوا میکنن
اینم میره اونجا ، آخرش به این نتیجه میرسن که 200 هزار تومان رو بدن به این معتاد و
200هزارتومان رو برمیداره میاد بره یه دفعه یه یه ماشین جلوی این میزنه رو ترمز . یه پیرزن
موقع عروسی میشه پیرزن بهش میگه نمیخوای اون دوستت رو دعوت کنی ؟! پسر هم میگه
پیر زن باهاش صحبت میکنه که ببخشه و دوستش هم دعوت کنه
میره در خونه دوست قدیمی تا کارت عروسی بده
دوستش رو صدا میکنه ، دوستش میاد دمه در
بهش میگه :
من مرد ، تو نامرد
اومدی تو شهرمون نامزد خودم رو برات گرفتم ازدواج کردی رفتی
من مرد ، تو نامرد
معتاد شدم کمک خواستم کمک نکردی
من مرد ، تو نامرد
عروسیم شده ، با همه اون کارات دعوتت میکنم
دوستش هم برمیگرده میگه :
من نامرد ، تو مرد
معتاد شدی رات ندادم خونه ، تا جلوی دوست دختر قدیمیت ضایع نشی و نبینت
من نامرد ، تو مرد
داداشام رو فرستادم تو پارک تا به بهونه دزد بودن 200 تومان پول بهت بدن
من نامرد ، تو مرد
مادرم رو فرستادم دنبالت تا کمک کنه ترک کنی
من نامرد ، تومرد
خواهر خودم رو گذاشتم که باهات ازدواج کنه
من نامرد ، تو مرد
هرچیکه خواستی بهم گفتی
من نامرد ، تو مرد....!!!
يااينطوري
اما فعلا فقط بازگشت غرورآفرين خودمو به آغوش زندگي تبريك ميگم
دل خوشم با غزلی تازه همینم کافی ست
تو مرا باز رساندی به یقینم کافی ست
قانعم،بیشتر از این چه بخواهم از تو
گاه گاهی که کنارت بنشینم کافی ست
گله ای نیست من و فاصله ها همزادیم
گاهی از دور تو را خوب ببینم کافی ست
آسمانی! تو در آن گستره خورشیدی کن
من همین قدر که گرم است زمینم کافی ست
من همین قدر که با حال و هوایت گهگاه
برگی از باغچه ی شعر بچینم کافی ست
فکر کردن به تو یعنی غزلی شور انگیز
که همین شوق مرا، خوب ترینم! کافی ست ...
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دیدن عکسهایت ، شنیدن صدایت ، تکرار خاطره هاست !
яima |